سیارات قابل سکونت!!!

یکشنبه 3 مرداد 1395 02:42 ب.ظ

نویسنده : bita
-ارسال شده در-:

حیات می‌تواند در هر جایی، از ماه گرفته تا یک اخترواره ریشه بدواند، اما برای بقا در برابر قدرت‌های غیر منتظره‌ای که می‌تواند زندگی انسان‌ها

بر روی زمین را ریشه کن کند، در اختیار داشتن یک سیاره مناسب‌ترین راهکار ممکن است

به گزارش خبرگزاری مهر، تلسکوپ فضایی کپلر که تا به حال در جستجوی سیاره‌های فراخورشیدی بوده توانسته هزار و 200 سیاره شبه

زمینی را کشف کند. مطمئنا در میان تمامی این سیاره‌ها تنها چند نمونه هستند که از تعدادی از ویژگی‌های ضروری برای میزبانی از حیات

برخوردارند.

در ادامه برخی از این سرزمین‌های ناشناخته که شاید روزی بتوانند از شکل گیری حیات بر روی خاکشان پشتیبانی کرده و انسان‌های صلح جوتری

 در آن سکونت پیدا کنند را به همراه تصاویر تلسکوپی یا شبیه سازی شده مشاهده می‌کنید:

برخی از معیارهای مهم برای شناسایی سیاره‌هایی مناسب برای حیات از این قرارند: ابعاد، مدار، موقعیت، ستاره‌های تنها و ناشناخته‌ها.

جرم سیاره به فیزیک اخترشناسان کمک می‌کند تا ساختار کلی سیاره را حدس بزنند، برخی از سیاره‌ها ابعادی برابر زمین دارند، برخی چندین

برابر زمین هستند و پس از آنها ابرسیاره‌های گازی هستند که ابعاد آنها از ابعادی برابر سیاره نپتون تا عظیم تر از مشتری متغییر است برای شکل گیری حیات،

یک سیاره باید در مداری پایدار در اطراف ستاره‌اش باشد، زیرا تمامی ستاره‌ها با مدارهای بی ثبات به تدریج به

سوی ستاره کشیده شده و سرنوشتی غم انگیز را تجربه می‌کنند. همچنین حضور سیاره‌ها در منطقه قابل سکونت از اهمیت بالایی

برخوردار است. این منطقه نه بسیار داغ و نه بسیار سرد است و فاصله آن تا خورشید به اندازه‌ای است که امکان حضور آب مایع وجود

خواهد داشت.

از سویی دیگر ستاره‌های تنها میزبانان بهتری برای سیاره‌هایی شبه زمینی هستند. در سال 2010 یک جفت از ستاره‌های دو تایی رصد شدند ک

ه در اطراف آنها بقایایی از آنچه در گذشته سیاره بوده‌اند، مشاهده شد. برخی از عوامل از قبیل وجود آب، مواد شیمیایی خاص و آمونیاک را نمی‌توان

 توسط اطلاعاتی که تا کنون جمع آوری شده‌اند، تایید کرد. اما برخی از سیاره‌ها از قبیل گیلیس 581D ویژگیهای استثنایی و غیر قابل انکاری دارند.

گیلیس 581D: این سیاره در فاصله 20 سال نوری از زمین و در خارجی‌ترین بخش‌های منطقه قابل سکونت کیهانی واقع شده و در مدار ستاره‌ای

 سرخ رنگ در گردش است.

شاید این سیاره به اندازه‌ای گرم و مرطوب باشد که بتواند به شکل زمین از پیدایش حیات پشتیبانی کند، همچنین احتمال می‌رود این سیاره از

اتمسفر ضخیم و کربنی برخوردار باشد. در صورتی که روزی انسان‌ها برای ادامه زندگی به زمینی جدید نیاز داشته باشند، این سیاره می‌تواند

یکی از بهترین انتخاب‌های موجود به شمار رود.

گیلیس 581G: زمانی که این سیاره برای اولین بار رصد شد، به نظر کاندیدای مناسبی برای معرفی به عنوان سیاره‌ای شبه زمینی به شمار

می آمد. این سیاره که در موقعیتی مشابه سیاره قبلی قرار گرفته از ابعادی مناسب و منطقه ای قابل سکونت برخوردار است.

جرم این سیاره سه برابر جرم زمین است و از این رو توانایی تشکیل دادن اتمسفر را خواهد داشت، با این همه کشفیاتی که در ادامه انجام گرفتند

بیان داشتند که شاید این سیاره تنها نشانه‌ای اشتباه بوده و شاید اصلا چنین سیاره‌ای وجود نداشته باشد.

سیاره GJ1214b: این سیاره که با نام جهانی از آب نیز شناخته می‌شود، در فاصله 42 سال نوری از زمین واقع شده و در مدار

 ستاره سرخی

با ابعاد یک پنجم خورشید زمین در حرکت است. آنچه این سیاره را منحصر به فرد می‌کند وجود مقادیر زیادی آب بر روی سطح آن است.

این سیاره جرمی 6.5 برابرجرم زمین دارد و 2.7 برابر وسیع‌تر از سیاره انسان‌ها است از این رو به آن ابرزمین نیز گفته می‌شود.

این سیاره اتمسفری بخار آلود دارد که از ابرهایی ضخیم و متراکم از هیدروژن تشکیل شده است، ابرهایی که می‌توانند زمینه ساز شکل گیری

 حیات باشند.

سیاره HD 209458b: نشانه‌هایی از بخار آب در اتمسفر این سیاره که در فاصله 150 سال نوری از زمین قرار گرفته دیده شده است. همچنین

بر روی این سیاره عناصر زیستی مشابه آنچه بر روی زمین وجود دارند نیز دیده شده که می‌توانند آغازگر حیات بر روی سیاره باشند.

اما دو عامل در این سیاره با شبه زمینی و قابل سکونت بودن آن ساز مخالف می‌زنند، این سیاره به دلیل نزدیک بودن به ستاره مادر خود

به شدت داغ است و در عین حال این سیاره یک سیاره گازی بوده و از سطح جامد و خاکی برخوردار نیست.

سیاره کپلر 10b: کپلر از ستاره میزبانش فاصله زیادی دارد و از این رو می‌تواند فرصت ایجاد حیات را در خود داشته باشد. این سیاره

برای اولین بار در سال 2001 رصد شد که در آن زمان از آن به عنوان شاهدی بر اثبات وجود سیاره‌های فراخورشیدی و یا حلقه گم شده

تحقیقات سیاره‌ای فراخورشیدی یاد می‌شد.

زمانی که مسئله اصلی، جستجو برای یافتن حیات باشد، کپلر 10b بسیاری از ویژگیهای ضروری از قبیل آب و اتمسفر را در اختیار ندارد.

 

 

 




- نظرای نازتون-: نظرات
-آخرین ویرایش-: یکشنبه 3 مرداد 1395 02:47 ب.ظ

مریخ

یکشنبه 3 مرداد 1395 02:16 ب.ظ

نویسنده : bita
-ارسال شده در-:

بَهرام یا مِرّیخ چهارمین سیاره در سامانه خورشیدی است که در مداری طولانی‌تر و با سرعتی کمتر از زمین به دور خورشید می‌چرخد. هر یک بار گردش این سیاره به دور خورشید معادل ۶۸۷ شبانه‌روز زمین به درازا می‌کشد و طول شب و روز نیز از کرهٔ زمین کمی طولانی‌تر است.

نام فارسی این سیاره بهرام و نام عربی-یونانی آن مریخ است. در کتاب‌های قدیمی فارسی آن را فلک شحنهٔ پنجم و سایس رواق پنجم نیز نامیده‌اند.

بزرگی بهرام نزدیک به یک‌دوم زمین و قطر آن ۶٬۷۹۰ کیلومتر است. (قطر زمین: ۱۲٬۷۵۶ کیلومتر).[۱]

نوری که از خورشید به مریخ می‌رسد نصف نوری است که زمین دریافت می‌کند، اما روز مریخی چهل دقیقه طولانی‌تر از روز زمینی است؛ بنابراین شرایط از نظر نور تقریباً مثل زمستان زمین است و به این خاطر امکان رشد گیاهان در شرایط گلخانه‌ای در مریخ وجود دارد.[۲] روزهای بهرام ۲۴ ساعت و ۳۷ دقیقه درازا دارند. از آن‌جا که محور سیارهٔ بهرام همانند زمین ۲۴ درجه کج است، در این سیاره نیز فصل‌های سال وجود دارند. اما هر سال بهرامی کمابیش دو برابر سال زمینی یعنی ۶۷۸ روز به درازا می‌کشد.[۱]

جو بهرام سرخ‌فام است و در آسمان شب از زمین نیز سرخی آن دیده می‌شود. کرهٔ بهرام دو ماه کوچک به نام‌های فوبوس و دِیموس دارد که ریختی نابسامان دارند. این دو ماه شاید شهاب‌سنگ‌هایی هستند که در مدار بهرام به دام افتاده‌اند. اگر شخصی در کرهٔ بهرام باشد خواهد دید که فوبوس سه بار در یک روز طلوع و غروب می‌کند. دیموس نیم فوبوس بوده و چنانچه از بهرام به آن نگاه کنیم این ماه بیشتر همانند یک ستاره خواهد بود تا یک ماه. خورشیدگرفتگی در مریخ به دلیل کوچک بودن قمرهای آن کامل نیست. قمرهای مریخ به سطح آن نزدیک هستند و بزرگترین قمر آن فوبوس است که گردش آن به دور سیارهٔ مادر نزدیک به ۷ ساعت و ۳۹ دقیقه و۲۷ ثانیه‌است. زمان گردش مداری دیموس نیز ۱روز و ۶ ساعت و ۲۱ دقیقه و ۱۶ ثانیه‌است.

بهرام، سیارهٔ سرخ‌فام سامانهٔ خورشیدی، یک دوم زمین قطر دارد و مساحت سطح آن برابر با مساحت خشکی‌های روی زمین است. همانند زمین، یخ‌های قطبی، دره‌های گود، کوه، غبار، توفان و فصل دارد. در دشت‌های آن مانند ماه، گودال‌هایی برآمده از برخورد سنگ‌های آسمانی دیده می‌شود. با وجود اندازهٔ کوچکش، بلندترین قلهٔ سامانهٔ خورشیدی یعنی کوه المپوس و بزرگ‌ترین درهٔ سامانهٔ خورشیدی در این سیاره پیدا شده‌است.

فرسوده بودن بیشتر دهانه‌های برخوردی سیارهٔ بهرام نشان‌دهندهٔ پرکاری زیاد پدیده‌های زمین‌شناختی در این سیاره‌است.[۱]

 

بهرام شعاعی در حدود یک دوم شعاع زمین دارد. همچنین بهرام از زمین کم چگال‌تر است، به گونه‌ای که حجمی برابر ۱۵٪ و جرمی برابر ۱۱٪ زمین دارد. مساحت سطح آن تنها اندکی کم‌تر از مجموع سطوح خشکی‌های زمین است. بهرام در برابر تیر (عطارد) بزرگتر و دارای جرم بیشتر و در نتیجه چگال‌تر است. همین زمینه سبب شده‌است نیروی گرانش بیشتری در سطح بهرام وجود داشته باشد.

بهرام از دید اندازه، جرم و گرانش سطح، حالتی میان زمین و ماه (ماه زمین) دارد؛ ماه قطری برابر یک دوم قطر بهرام دارد، در حالی که قطر زمین حدود دو برابر قطر بهرام است، زمین دارای جرمی در حدود ده برابر جرم بهرام است، در حالی که جرم ماه ده برابر کم‌تر از بهرام است. نمای سرخ-نارنجی رنگ بهرام در اثر وجود آهن (III) اکسید، که بیشتر به هماتیت یا زنگ آهن مشهور است، به وجود آمده‌است.

خاک[ویرایش]

در ژوئن ۲۰۰۸، داده‌های به دست آمده به دست کاوشگر فینیکس ثابت کرد که خاک بهرام دارای اندکی ویژگی بازی (قلیایی) و همچنین دربرگیرندهٔ موادی مانند منیزیم، سدیم، پتاسیم و کلر، که وجود همه آنها برای زیست و رویش موجودات زنده ضروری است، می‌باشد. پژوهشگران خاک به دست آمده از بخشی نزدیک قطب شمال بهرام را با کمی خاک باغچه زمینی هم سنجی کردند و به این نتیجه رسیدند که خاک بهرام برای رشد گیاهانی چون مارچوبه مناسب است.

در اوت ۲۰۰۸، کاوشگر فینیکس با انجام آزمایش‌ها ساده شیمیایی، مثل آمیختن آب زمین با خاک بهرام، با هدف آشکارساختن پی‌اچ خاک بهرام، نشانه‌هایی از نمک پرکلرات پیدا کرد، که این موضوع تئوری دانشمندان بسیاری را که ادعا کرده بودند خاک بهرام به طور چشمگیری دارای ویژگی بازی است، تأیید می‌کرد. pH خاک بهرام ۸٫۳ اندازه‌گیری شد.[نیازمند منبع]

نتایج حاصل از نمونه‌گیری و آزمایش خاک سطح مریخ، که از جمله با کمک اشعه ایکس، توسط کاوشگر کنجکاوی انجام گرفت، نشان می‌دهد که سطح مریخ بافتی بازالتی دارد که نوعی سنگ آتش‌فشانی، مشابه شن‌های سواحل هاوایی است.[۳]

جو[ویرایش]

تصویری از سطح بهرام یا مریخ

جوّ زمین شامل ۷۸ درصد نیتروژن، ۲۱ درصد اکسیژن، ۰٫۹ درصد آرگون، ۰٫۰۳ درصد کربن دی اکسید و مقادیری بخار آب و ذرات معلق است. در حالی که در جو بهرام (مریخ) ۹۵ درصد دی اکسید کربن، ۳ درصد نیتروژن، ۱٫۶ درصد آرگون و فقط مقدار ناچیز اکسیژن و آب وجود دارد. جو سیاره سرخ بسیار رقیق است، به طوری که فشار جوی سطح آن، معادل یک صدم فشار جو زمین در سطح دریاست. علاوه بر این جو بهرام (مریخ) محافظ خوبی در برابر تابش‌های مرگبار فضایی نیست.

بیشتر مناطق بهرام بسیار سرد است. دمای هوا در قطب‌های آن می‌تواند تا ۱۳۰ درجه زیر صفر پایین برود.[۴]

از چپ به راست به ترتیب تیر (عطارد)، ناهید (زهره)، زمین و بهرام (مریخ)

به دلیل رقیق بودن «هوای» بهرام، دمای هوا به سرعت تغییر می‌کند. مثلاً فقط لحظاتی پس از طلوع خورشید دما در سطح بیش از ۲۰ افزایش می‌یابد. در هر لحظه دمایی که پای شما احساس می‌کند (هوای نزدیک سطح) با دمای هوای اطراف سر شما ممکن است تا ۲۰ درجه اختلاف داشته باشد. به این ترتیب اگر روی استوای بهرام باشید، دمای سطح ۲۰ درجه سلیسیوس و دمای اطراف سر شما صفر درجه‌است.

در بهرام بادهایی با سرعت زیاد (متجاوز از ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت) می‌وزد که سبب می‌شود غبارها در ارتفاع ۴۰ کیلومتری معلق بمانند علت ایجاد این بادها غالباً اختلاف دما توأم با اختلاف فشار است[۵]

افسانه[ویرایش]

مریخ. نام ستارهٔ فلک پنجم از ستاره‌های خنس و آن را بهرام نیز گویند، منحوس و دال بر جنگ و خصومت و خونریزی و ظلم است. (منتهی الارب). کوکبی است از جملهٔ سبعهٔ سیاره و در آسمان پنجم است. (برهان). ستاره‌ای است از خنس، گویند سبب تسمیهٔ آن سرعت سیرش است و برخی گویند بسبب رنگ زرد و سرخ آن است که شبیه مرداسنج (مردار سنگ) باشد. (از اقرب الموارد). چهارم کوکب سیار در عالم شمسی که بهرام نیز گویند و به اعتقاد بطلمیوس کوکب سیاری که در آسمان پنجم واقع شده‌است. (ناظم الاطباء). از کواکب سبعهٔ سیاره‌است و مأخوذ از مرخ و آن درختی است که از چوب آن آتش‌زنه سازند و سبب تسمیهٔ آن تشبیه به آتش است از نظر سرخی، و گویند مریخ در لغت عبارت از تیر بدون پر است که در حرکت خود پیچ و تاب می‌خورد و ستارهٔ مذکور نیز بسبب به چپ و راست رفتن در حرکت بدین نام خوانده شده مریخ در فلک پنجم است و فاصلهٔ آن از زمین سه هزار هزار و نهصد هزار و دوازده هزار و هشتصد و شصت و شش میل است. (از صبح الاعشی ج ۲). از کلدانی مَرداخ، و شاید اصل مرداخ نیز فارسی باشد، یا فارسی و کلدانی از مرد (رجل) و آک به‌معنی اسب به فارسی یا به کلدانی. یکی از پیکرهایی که یونانیان باستان برای مریخ می‌پنداشتند اسب بود، و واژه مارس از همین مریخ آمده‌است یعنی مرداخ و مرداس نامی است که به پدر ضحاک می‌داده‌اند و این نام در میان عرب بسیار است.

خروج از مرکز[ویرایش]

خروج از مرکز بهرام متغیر است و از ۰٫۰۰۹ درجه تا ۰٫۱۰۴ درجه تغییر می‌کند اکنون خروج از مرکز ۰٫۰۹۳ درجه‌است مدت زمان این تغییر صدها سال تا هزاران سال تغییر می‌کند[۶]

مقابله بهرام و زمین[ویرایش]

توجه به مدت زمان سال مریخی (۶۸۹ روز) و سال زمینی (۳۶۵ روز) نشان می‌دهد که فاصله زمانی هر دو مقابله حدود دو سال و دو ماه است. اما با عنایت به بیضی بودن مدار هر دو سیاره می‌توان انتظار داشت که فاصله بین زمین و مریخ در هر مقابله متفاوت باشد. کمترین فاصله، زمانی رخ می‌دهد که زمین در اوج و مریخ در حضیض مدار خود باشد. در این حالت زمین و مریخ تا ۵۶ میلیون کیلومتر به هم نزدیک خواهند شد. دورترین فاصله بین دو سیاره در مقابله می‌تواند تا ۲۴۰ میلیون کیلومتر افزایش یابد.

کمترین فاصله بین زمین و بهرام در مقابله‌هایی رخ می‌دهد که در دوره‌های ۱۵ تا ۱۷ ساله تکرار می‌شوند. اما آنچه حائز اهمیت است توجه به این نکته می‌باشد که فاصله دو سیاره در مقابله‌های نزدیک الزاماً یکی نیست و به همین دلیل است که نزدیک‌ترین مقابله‌ها (مانند آنچه در ۲۷ آگوست سال ۲۰۰۳ رخ داد) در فواصل زمانی بسیار طولانی رخ می‌دهند.

جهت‌گیری مدار مریخ در فضا به هنگام مقابله نزدیک به گونه‌ای است که بهرام (مریخ) در جهت صورت فلکی دلو و یا در نزدیکی صورت فلکی بزغاله قرار می‌گیرد. از طرفی کره زمین نیز در امرداد هر سال از این مکان می‌گذرد؛ بنابراین مقابله نزدیک دو سیاره همیشه در امرداد یا شهریور هر ۱۵ تا ۱۷ سال رخ می‌دهد. در این هنگام بهرام در جنوب استوای سماوی قرار دارد و بنابراین این نوع مقابله‌ها از عرض‌های جغرافیایی جنوبی زمین بهتر مشاهده می‌شوند. عکس این مطلب در مقابله‌های دور صادق است چرا که این نوع مقابله‌ها در صورت فلکی شیر و در ماه بهمن و اسفند رخ می‌دهند، در نتیجه از نیم‌کره شمالی زمین بهتر دیده می‌شوند.[۷]

کاوشگران مریخ[ویرایش]

ناسا در حال حاضر پنج فضاپیمای کاربردی را در اطراف و روی سیاره مریخ دارد: کاوشگرهای فرصت و کنجکاوی که به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۱۲ در مریخ فرود آمدند و مدارگردهای اودیسه مریخ، MRO و ماون که در مدار سیاره سرخ گردش می‌کنند. اودیسه مریخ در سال ۲۰۰۱، MRO در سال ۲۰۰۶ و ماون در سال۲۰۱۴ به مدار مریخ وارد شدند. فضاپیمای مارس اکسپرس اروپا و مأموریت مدارگرد مریخ هند نیز از بالا به پایش سیاره سرخ می‌پردازند و تعداد مدارگردهای عملکردی مریخ را به پنج رسانده‌اند.[۸]

دوربین های‌رایز مدارگرد MRO شامل یک لنز تلسکوپی است که می‌تواند ویژگیهای کوچک تا یک متر را در سطح مریخ تشخیص دهد. این دوربین همچنین تصاویر را در طول‌موج‌های نزدیک فروسرخ جمع‌آوری کرده که به پژوهشگران در یادگیری کانی‌شناسی مریخ کمک می‌کند.

وجود آب[ویرایش]

کلیه مشاهدات قبلی توسط ماهواره‌ها و مریخ نوردها حاکی بوده‌است که سیاره سرخ زمانی پوشیده از لایه غلیظی از گازها بوده که امکان حضور آب مایع بر سطح را فراهم می‌کرده‌است. این برداشت (وجود آب سطحی) در مشخصه‌های سطح مریخ، مثل آثاری که شبیه بستر رودها، دلتاها و دریاچه‌هاست مشهود است. اما فشار هوای مریخ امروز کمتر از یک درصد زمین است، یعنی اگر آب مایع را روی سطح بریزید (بسته به جای آن) می‌جوشد و بخار می‌شود یا یخ می‌بندد.[۲]

در ماه آوریل ۲۰۱۵، مریخ‌نورد ناسا که حدود سه سال در این سیاره مشغول پژوهش است، خاکی مرطوب شده با آب نمک را کشف کرد که نقطه انجماد را کاهش می‌دهد. سپس مریخ‌نورد در ماه سپتامبر صخره‌هایی زیر سطح زمین یافت که چهار برابر آنچه که پیش از آن تصور می‌شد مرطوب بود. علاوه بر این، تصاویر ماهواره‌ای که از سنگ‌ریزه‌ها در سطح این سیاره تهیه شده بود، نشان می‌داد روزی در این سیاره جریان آب وجود داشته است. با مطالعه تصاویر تهیه شده توسط مریخ‌نورد از سنگ‌های بازالتی و تیره سطح مریخ، گمانه‌زنی‌هایی از پوشیده بودن این سیاره از آب در سال‌های دور به میان آمد.[۸]

ناسا در نشستی خبری در ۶ مهر ۱۳۹۴ (۲۸ سپتامبر ۲۰۱۵) وجود آب در مریخ را تأیید و اعلام کرد که در ماه‌های گرم آب جاری در این سیاره وجود دارد. عکس‌هایی از مریخ به زمین رسیده بود که در آنها به طور واضح دیده می‌شد که رگه‌های تیره روی یک سرازیری مریخ چگونه با فصل‌ها تغییر می‌کنند. این رگه‌ها با نام رگه‌های خطوط شیب برگردنده (recurrent slope linea) در ماه‌های گرم تر تا پایین شیب‌ها هم کشیده می‌شوند ولی طی فصل‌های سردتر ناپدید بودند. دانشمندان ناسا اعلام کردند که رگه‌های تیره به طور حتم آب جاری هستند که در تابستان دیده شده و در زمستان مریخ محو می‌شوند. باید توجه داشت که آب کشف شده خالص نیست و نوعی نمک موجود در آن باعث می‌شود که این آب بتواند در دمای معمول ۵۰ درجه سلیوس زیر صفر مریخ جاری باشد. این مسئله می‌تواند به معنای وجود نوعی حیات در مریخ باشد.




- نظرای نازتون-: نظرات
-آخرین ویرایش-: یکشنبه 3 مرداد 1395 02:18 ب.ظ

زهره

یکشنبه 3 مرداد 1395 02:11 ب.ظ

نویسنده : bita
-ارسال شده در-:

ناهید (هم چنین زُهره) به ترتیب فاصله از خورشید، دومین سیاره سامانه خورشیدی است که میان زمین و تیر (عطارد) قرار گرفته‌است. این سیاره نزدیک‌ترین سیاره به زمین می‌باشد و بعد از ماه، درخشان‌ترین جرم آسمانی طبیعی است که به هنگام شب از زمین رویت می‌شود. ناهید داغ‌ترین سیاره در سامانه خورشیدی است. جو ضخیم و غلیظ آن موجب می‌شود که دیدن سطح آن از طریق رصد، دشوار باشد.

این سیاره در فارسی بیدخت و بیلفت نیز نامیده می‌شد.[۱۱] و واژه بیدُخت در شکل کهن‌تر خود بَغدخت و به معنای «دختر خدا» بوده‌است.[۱۲]

سیاره ناهید بدون ماه است و از بسیاری دیدگاه‌ها چون اندازه، جرم، گرانش و ترکیبات ساختاری به زمین همانندی دارد و به همین شَوَند به آن برنام خواهرِ زمین را داده‌اند. یکی از شوندهای این نام گذاری این است که دانشمندان می‌گویند در چند میلیون سال پیش سیاره ناهید بسیار همانند زمین بوده و دارای شرایط زندگی بوده است[نیازمند منبع] اما به شوند نزدیک شدن به خورشید شرایط زندگی در آن از بین رفت. چنان که قطر آن در حدود ۱۲٫۱۰۴ کیلومتر است، در سنجش با زمین که قطرش ۱۲٫۷۵۶ کیلومتر است. جرم ناهید حدوداً ۸۱ درصد جرم زمین و چگالی آن، نزدیک به ۹۵ درصد چگالی زمین است. با این حال ناهید در سنجش با بیشتر سیارات سامانه خورشیدی از جمله زمین، کروی‌تر است و به شوند چرخش آهسته به دور مدارش، پدیده تورفتگی یا مسطح شدن قطبها و بادکردگی یا تورم نواحی استوایی در آن، کمتر از دیگر سیارات رخ می‌دهد.

این سیاره را جزء سیاره‌های زمین‌سان و فشرده طبقه‌بندی کرده‌اند که دارای آتشفشان‌های فعال، «ناهیدلرزه» و کوهواره‌است. ناهید در مداری تقریباً دایره‌وار به فاصله میانگین ۱۰۸ میلیون کیلومتر از خورشید، به دور آن می‌گردد. هنگامی که در نزدیکترین وضعیت نسبت به زمین قرار می‌گیرد، فاصله آن با زمین ۴۲ میلیون کیلومتر می‌شود و در دورترین حالت ۲۵۷ میلیون کیلومتر با آن فاصله دارد.

زمان لازم برای یکبار گردش این سیاره به دور خورشید ۲۲۵ روز زمینی می‌باشد. تفاوت بزرگ ناهید با زمین، جو آن است که بیشتر آنرا دی‌اکسید کربن تشکیل داده و در ابرهای فوقانی آن قطرات ریز اسید سولفوریک وجود دارد. وجود دی‌اکسید کربن در جو این سیاره دمای آنرا به مقدار بسیار چشم‌گیری افزایش داده‌است. (۴۸۰ درجه سانتیگراد نزدیک سطح سیاره). همچنین لازم است ذکر شود که سیاره زهره دارای مغناطیس درونی نیست.

نور آفتاب پس از نفوذ در جو این سیاره و جذب شدن توسط سطح آن، به‌صورت گرما از سطح بازتابیده می‌شود، اما انبوه دی‌اکسید کربنِ جو ناهید، این گرمای بازتابیده را به دام انداخته و از رها شدن آن در فضا جلوگیری می‌کند. این جذب اضافی گرما، که به پدیده گلخانه‌ای معروف است، میانگین گرمای ناهید را بیش از هر سیاره دیگری (حتی سیاره تیر) در سامانه خورشیدی بالا برده‌است به‌طوریکه این حرارت برای ذوب کردن فلز سرب کافیست. از اینرو پیدایش زندگی شبه انسان خاکی, در این سیاره، غیر ممکن است.

در اوایل سال ۱۹۶۰ راداری را به‌سوی ناهید نشانه‌روی کردند که سیگنال‌های آن از ابرهای این سیاره عبور کرده و پس از برخورد با سطح جامد سیاره، منعکس گردید. برای نخستین بار دانشمندان اطلاع جالبی را درباره سطح ناهید به‌دست آوردند، که نشان می‌داد ناهید دارای حرکت چرخشی در جهت معکوس است. چرخش آن از شرق به غرب است و آفتاب از مغرب طلوع و در مشرق غروب می‌کند.

ایرانیان در زمان هخامنشیان، خدای مونث آناهیتا (ایزد باروری و آبها) را با این سیاره مرتبط می‌دانستند که در پارسی میانه، به اَناهید و در فارسی امروزی به ناهید تغییر یافته‌است. نام لاتین این سیاره، ونوس، برگرفته از نام خدای رومی عشق و زیبایی است. در یونان باستان، نام خدای آفرودیته بر آن نهاده شد.

 

سیاره زهره گرم ترین سیاره منظومه خورشیدی[ویرایش]

سیاره زهره که به آن ناهید هم می‌گویند با آنکه اولین سیاره منظومه خورشیدی نیست، بلکه دومین سیاره است، ولی این سیاره برخلاف عطارد دارای جو است. سیاراتی که دارای جو هستند مثل گلخانه و یا خانه‌ای که گرما را در خود ذخیره می‌کند چند برابر عطارد گرما را در خود ذخیره می‌کند.

سفینه مارینر ۲، که در اوت ۱۹۶۲ پرتاب شد، در دسامبر ۱۹۶۲ از ۳۵۰۰۰ کیلومتری ناهید گذشت. مشاهدات این سفینه نشان داد که زهره را ابرهای سفید رنگ مایل به زردی، کاملاً پوشانده‌است و شکافی در این ابرها نیست که از راه آن بتوان نظری به سطح جامد این سیاره افکند. سفینه مارینر ۱۰ در فوریه ۱۹۷۴ از ارتفاعی کمتر از ۶۵۰۰ کیلومتری، زهره را مورد پژوهش قرار داد و معلوم شد که این ابرها حرکت منطقه‌ای دارند و با سرعتی بیش از ۲۴۰ کیلومتر در ساعت سیاره را دور می‌زنند و در مناطقی از زهره که رو به خورشید است، برهمکنشی میان جریان‌های بزرگ مقیاس همرفتی با این حرکت منطقه‌ای وجود دارد. در ۲۲ اکتبر ۱۹۷۵ وسیله‌ای از سفینه بدون سرنشین ونرا ۹ متعلق به اتحاد جماهیر شوروی سابق، بر زهره فرود آمد و علی رغم شرایط فوق‌العاده سخت دما و فشار توانست به مدت ۲ ساعت عکس‌هایی از چشم انداز این سیاره بگیرد و اطلاعات گسترده‌ای از سطح زهره بفرستد. سه روز بعد وسیله مشابهی از سفینه ونرا ۱۰ در ۲۲۰۰ کیلومتری محل فرود وسیله ونرا ۹ به زهره نشست و یافته‌های خود را به مدت ۶۵ دقیقه ارسال کرد. این عکس‌ها، نخستین عکس‌هایی بودند که تا آن زمان از سطح سیاره‌ای دیگر گرفته شده بود.[۱۳]

  • کاوشگر مداری ونوس‌اکسپرس، یازدهم آوریل سال ۲۰۰۶ میلادی وارد مدار سیاره ناهید گشت و تنها پس از یک روز موفق شد اولین تصویر را از قطب جنوب این سیاره برداشت و به زمین مخابره کند. این اولین باری بود که تصویری از قطب جنوب سیاره ناهید برداشته می‌شد.[۱۴]

ناهید در ادبیات[ویرایش]

در ادبیات فارسی زهره نماد عشق و دلدادگی است و صاحب آن خداوند عشق است. از داستان‌های آن می‌توان به داستان نظامی و یا داستان ایرج میرزا اشاره کرد. در عجایب المخلوقات زکریای قزوینی چنین آمده که: عاشق چون نظر در زهره کند، حرارت عشق بر وی سنگین تر شود و الفت آورد میان مردان و زنان، و گویند وقت نکاح اگر که زهره ناظر باشد و نیکوحال، میان زن و مرد محبتی عجب افتد.

 

 




- نظرای نازتون-: نظرات
-آخرین ویرایش-: یکشنبه 3 مرداد 1395 02:14 ب.ظ

عطارد

یکشنبه 3 مرداد 1395 02:03 ب.ظ

نویسنده : bita
-ارسال شده در-:

عَطارُد یا تیر کوچک‌ترین و نزدیک‌ترین سیاره به خورشید در منظومهٔ خورشیدی است. تلفط درست نام عربی آن عُطارِد است اما در تداول عامه فارسی‌زبانان عَطارُد رایج‌تر است. سطح رو به خورشیدِ سیارهٔ عطارد، به‌دلیل نزدیکی به خورشید، بسیار داغ است و رویهٔ پشت به خورشید آن نیز بسیار سرد است.

سیارهٔ عطارد (تیر) کوچک‌ترین سیارهٔ منظومهٔ خورشیدی است و قمر ندارد. عطارد از نظر میدان جاذبه، قفل شده است، به این معنا که حرکت وضعی آن در منظومهٔ خورشیدی بی‌همتاست. سیاره تیر، به ازای هر دو باری که به دور خورشید می‌گردد، دقیقاً سه بار به دور خود می‌چرخد. به این ترتیب اگر روی تیر زندگی کنیم، هر دو سال یک بار، یک شبانه‌روز را تجربه خواهیم کرد. با وجود اندازهٔ کوچک، سیارهٔ تیر از میدان مغناطیسی نیرومندی برخوردار است.

عطارد همچنین تندروترین سیارهٔ منظومه خورشیدی است که با سرعتی حدود ۴۸ کیلومتر بر ثانیه، هر ۸۸ روز یک بار خورشید را دور می‌زند. از این رو سیاره‌ای گریزپاست که دیدنش آسان نیست و به همین دلیل است که شاید، ایرانیان باستان آنرا «تیر» نامیده و در یونان «مرکوری» یا «پیک خدایان» لقبش داده بودند.

دهانه‌های برخوردی سیاره عطارد به نام نویسندگان و هنرمندان مشهور جهان نامیده شده‌اند که در میان آنها نام شاعران مختلف فارسی‌زبان نیز دیده می‌شود ازجمله: دهانه فردوسی، دهانه نظامی، دهانه رودکی، و دهانه نوایی. یکی از دشت‌های بزرگ عطارد به نام هامونه تیر نیز نام فارسی این سیاره را بر خود دارد.

سیاره عطارد یا تیر با فاصلهٔ ۵۷ میلیون و ۹۲۴ هزار کیلومتری از خورشید، نزدیکترین سیاره منظومه خورشیدی به خورشید است و کم‌ترین مسافتی که با زمین پیدا می‌کند، به ۸۰ میلیون کیلومتر می‌رسد. به خاطر نزدیکی این سیاره به خورشید اگر در طرف رو به خورشید آن (بخشی که روز است) قرار بگیرید به راحتی در دمای ۴۶۵درجه سانتیگراد پخته خواهید شد و به علت حرکتی وضعی آرامش اگر در طرف شب آن قرار بگیرید آن قدر سرد خواهد شد که در دمای ۱۴۸- درجه سانتیگراد به راحتی مرگ را بر اثر یخ بستن تجربه می‌کنید. گردش وضعی این سیاره، حدود دو ماه طول می‌کشد و از این رو، گرم شدن آن در روز و سرد شدنش در شب دیرپاست.

حفره‌های کوچک ویا بزرگ بسیاری در سطح سیارهٔ تیر دیده می‌شود که حکایت از برخورد شهاب‌سنگ‌های کوچک و بزرگ دارد البته قطر برخی از دهانه‌ها به ده‌ها کیلومتر می‌رسد. برخی از این دهانه‌ها محل خروج مواد مذاب است که امروزه با سنگهای مذاب پر شده‌اند و مانند کوه‌های آتشفشانی هستند. سطح تیر بیشتر خاکستری‌رنگ است و به خاطر نوع دهانه‌های آتشفشانی و آبگیرها خیلی شبیه کره ماه است. دانشمندان تصور می‌کردند که فعالیتهای آن مانند کره ماه‌است. اما اکنون می‌دانیم که سیاره عطارد با کره ماه بسیار متفاوت است. تیر کوه و آتشفشان‌های بزرگ و عمده‌ای ندارد و از نظر فعالیت‌های زمین‌شناختی سیاره‌ای مرده به‌شمار می‌آید.

عطارد از دسته سیاره‌های زمین‌سان است. عطارد همچون ناهید و ماه، حالت‌های گوناگونی از هلال تا قرص کامل را به خود می‌گیرد. قرص کامل، چون در آن سوی خورشید است دیده نمی‌شود. اما اشکال هلال و نیمهٔ آن به هنگام جلوه‌های شرقی و غربی، مشاهده می‌گردند.

نیروی گرانش این سیاره کم و دارای جو ناچیزی است که ۹۸٪ آن از هلیم و بقیه از هیدروژن، اکسیژن و سدیم ساخته شده‌است.بادهای خورشیدی به شدت به عطارد می‌دمند و این می‌رساند که تقریباً هیچ هوایی در آن وجود ندارد.

این سیاره نیز، مانند سیاره زهره بین زمین و خورشید قرار گرفته و به خاطر این ویژگی، چشم‌اندازی که «جلوه‌های شرقی و غربی» و... نامیده می‌شوند، به وجود می‌آورد.

عارضه‌های سطحی[ویرایش]

دانشمندان هنوز نمی‌دانند که فعالیت‌های آتشفشانی این سیاره سنگی، چقدر به طول انجامیده. سن دشت‌های گدازه‌ای‌اش را می‌توان به عصر «بمباران سهمگین متأخر»، یا حدود ۴ میلیارد سال پیش نسبت داد؛ که در جریانش اعضای منظومه خورشیدی، آماج برخورد شهابسنگ‌های غول‌آسا واقع می‌شدند. به محض کاهش آمار این برخوردها بود که گدازه در سرتاسر عطارد جریان یافت و با پر کردن گودال‌ها، عوارض نرم و مسطحی را به وجود آورد. فروزمین‌ها هم در همین گودال‌ها به وجود آمدند و در واقع تنها نقاطی به شمار می‌رفتند که بستر سنگیِ سیاره در آن‌ها «منبسط» (و نه منقبض) می‌شد.[۶]

در دشت‌های آتشفشانی عطارد عوارض نامتعارفی وجود دارد که بیشتر شبیه «کلوچه «های کیهانی‌اند و هیچ‌گونه نمونه مشابهی در سایر نقاط منظومه‌مان ندارند. این «کلوچه‌ها» سازه‌های دوار و غول‌آسایی هستند که مرز گودال‌های مدفون را مشخص کرده‌اند و خودْ از چین‌خوردگی‌های درونی و عوارضی موسوم به «فروزمین» پر شده‌اند؛ یعنی باریکه‌هایی که در مرز دو گسل موازی، فرونشسته‌اند.[۷]

حدود یک میلیارد سال پیش، گدازه‌های آتشفشانی به‌سرعت بستر گودال‌های شهابسنگی پراکنده در سطح عطارد را پر کردند. حجم عظیمی از گدازه در مدت‌زمان نسبتاً کوتاهی نشست کرد و همین می‌توانسته عاملی برای ظهور این دره‌های نامتعارف باشد.[




- نظرای نازتون-: نظرات
-آخرین ویرایش-: یکشنبه 3 مرداد 1395 02:08 ب.ظ



royalorrebel